فکرشو کن
فکرشو کن یه شب باهم یه گوشه ایی تنها باشیم
با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم
من باشم و تو باشی و یه جفت دلای بی قرار
فرصت خوبه انتقام از لحظه های انتظار .............
از لحظه های انتظارررررررررررررر
فکر شو کن عروسکم به اون شبه پر التهاب
چشماتو روی هم بزار امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن دستای من رو قلبه تو جوون بگیره
دل دلِ بی قراره تو تو سینه اروم بگیره
نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه
نه هیچ کسی سر برسه ثانیه ایی حروم بشه......
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:37  توسط کیانوش
|